........

چه اهمیت دارد که چه می خواهم

/مهم اینست که دامنم گل دارد

چه اهمیت دارد بالای شهر یا پایین شهر

/مهم اینست که دامنم را پایین میکشم

چه اهمیت دارد کدام خانه / کدام مرد

مهم اینست که دامنم میان ساق ها و کفش هایم

/گیر کرده

چه اهمیت دارد چه میخواهند

/مهم اینست که پاهایم برای رهایی تقلا میکند

چه اهمیت دارد شب است یا روز

مهم اینست که دگر چادر به سر کرده ام

فاحشه

کاش میفهمیدی

اونی که برای به دست آوردن محبت تو

 حاضره تنش رو در اختیارت بذاره

فاحشه نیست

و اونی که بخاطر به دنبال خودش کشوندن تو

تنش رو ازت میدزده

باکره نیست...

من به فاحشه بودن ذهن زنان باکره

و باکره بودن ذهن زنان فاحشه ایمان دارم



ما در کنج خانه هایمان

دعای باران می خوانیم/

و می بینیم

کمی آنطرف تر

نپال با پرچمش

زیر آب می رود...


شانه های خیست

راست می گفتند/

چترها خیانت در کار برده اند/

و ما امشب

ناگزیر به طهارتیم

زیر تازیانه های سرد باران                                                                                

کودکان مرده ام را در چمدان می نهم و

بلند

بلند

: آواز میخوانم

دست کدام فرشته چالشان خواهد کرد

آرام

آرام

مبادا چشم باز کنند و بگریند